السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
73
جواهر البلاغة ( فارسى )
ملاحظات ( نگرشها ) 1 - التّنافر يعرف بالذّوق السّليم و الحسّ الصّادق . تنافر ( رمندگى ) با سليقه سالم و ذوق صحيح ، شناخته مىشود . « 1 » 2 - مخالفة القياس تعرف بعلم الصّرف . مخالفت قياس ، با دانش « صرف » شناخته مىشود . 3 - ضعف التّأليف و التّعقيد اللّفظى يعرفان بعلم النحو . سست پيوندى و پيچيدگى لفظى با دانش « نحو » درك مىگردد . 4 - الغرابة تعرف بكثرة الاطّلاع على كلام العرب ، و الإحاطة بالمفردات المأنوسة . ناآشنايى واژهها ، با آگاهى فراوان از سخن عرب ، و با دانش فراگير نسبت به واژههاى آشنا ، دانسته مىشود . 5 - التّعقيد المعنوى يعرف بعلم البيان . پيچيدگى معنوى ، با علم بيان درك مىگردد . 6 - الأحوال و مقتضياتها تعرف بعلم المعانى . احوال و مقتضيات احوال ، با دانش معانى فهميده مىشود . 7 - خلّو الكلام من أوجه التّحسين الّتى تكسوه رقة و لطافة بعد رعاية مطابقته تعرف بعلم البديع .
--> ( 1 ) . « ذوق » ، در لغت به معنى حس ( ذائقه ) است كه بدان مزه خوردنى را مىفهمند . و در اصطلاح ، يك نيروى غريزى ويژه دريافت لطافتهاى سخن و زيباييهاى پنهان آن است و اين ذوق با پشتكار در آموختن و پژوهش در سخن نويسندگان سرآمد و بازنگرى سخن آنان و ريزهيابى در ويژگيهاى معانى و تركيبهايشان ، پديد مىآيد . و با پيراستن خرد و دل از مفاسد ادب و اخلاق نيز به دست مىرسد . و بدانكه ذوق سالم ، نهاد اساسى در ارزيابى واژهها و تشخيص شيوههاى ناهنجارى و ناگوارى در آنهاست . زيرا واژهها ، همان آهنگ و آواست و آنكه از آواى بلبل ، شادمان مىگردد و از آواى جغد و زاغ مىرمد . اگر كلمه ناآشنا و ناگوارى كه حروفش متنافر است به گوشش برسد ، آزرده مىشود . آيا نمىنگرى به دو واژه « مزنه » و « ديمه » كه به معنى ابر باران زاست . و هر دوى آنها ، آسان و دلپذير است و گوش با شنيدنش آرام مىگيرد . بر خلاف واژه « بعاق » كه معنى آن دو را دارد ولى زشت است و بر گوش سيلى مىزند . و مانند اين واژهها بسيار است ، تو مىتوانى با ذوق خويش آنها را دريابى و شرح آنها گذشت .